سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

193

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

شارح گويد : فصل در بيان مباحث حقيقت و مجاز و استعاره بالكنايه و استعاره تخييليه طبق تعريف سكاكى كه با بيان مصنف مخالف بوده و اشكال وارد بر وى سكّاكى در تعريف حقيقت لغويّه ( حقيقت غير عقليّه ) ميگويد : حقيقت لغويّه كلمه‌اى استكه در موضوع‌له خود بدون تأويل در وضع استعمال شود . بقيد اخير يعنى ( من غير تأويل فى الوضع ) بنابر اصحّ قولين از استعاره احتراز جسته است . مقصود از [ اصحّ قولين ] رأى كسانى استكه استعاره را مجاز لغوى دانسته و در وجه آن گفته‌اند : علّت مجاز لغوى بودن استعاره آنست كه لفظ در غير موضوع‌له حقيقى استعمال شده . لذا طبق اين رأى لازمست و واجب كه از استعاره احتراز حاصل شود . و امّا بنابر رأى آنان كه استعاره را مجاز عقلى دانسته و در شرح